|
لباسامو از پاکت دراوردم بزارم تو کمد یوهو انگار پریا محکم بغلت کرده باشه! بگه : چطوری عروسک؟دلمون براتون تنگ شده بودااا . با همون لکنت زبون خاصش که حرف زدنشو قشنگتر می کنه....
یو هو دو زاریم افتاد. لباسا شدیدا بوی عطرش می داد! گرم و تند و شیرین . به قرمزی شیشه اش. همه ی کمدم الان دچار پریاست. میز لوازم آرایشم ایضا . جعبه ی گوشواره هام ایضا . کشوی لاکام ایضا. همه ی من دچار مهربونی پریا ست. |