تبليغاتX
میرحسین موسوی
سو ما پا
روزی هزار بار آرزوی مرگ می کنم...

همه واسه مردم شاخ و شونه می کشن و مسئولیت خونشون پاس می دن به هم . بر اساس قانون اساسی مسئولیت مردم بر عهده ی رهبره. اما...

نمی دونم امروز چی قراره پیش بیاد. نمی دونم مردم میان یا نه. نمی دونم چند نفر قرار کشته بشن. از کتک خوردن نمی ترسم . شاید حتی از مرگ. مرگ نمی تونه بدتر از شرایط این روزا باشه.

فقط می دونم از امروز دیگه مردم این کشور روبه روی همدیگه می ایستن. ما با دست خالی. اونا با انبار انبار اسلحه. بابا میگه خونی که می ریزه برکت داره.

هر لحظه احساس خفگی می کنم.هر لحظه احساس تنهایی.

انگار فقط ما ۲-۳ میلیون نفر تو تهرانیم که می جنگیم . انگار همه نشستن نگامون می کنن. انگار فقط ماییم که صبحا با کابووس بیدار می شیم و شبا با گریه می خوابیم. انگار فقط ماییم که با هر زنگ تلفن از جامون می پریم که نکنه خبر مرگ یا دستگیری کسی بهمون برسه.انگار فقط ماییم که زندگی روزمرمون از دست دادیم و هر لحظه مون تو اضطراب و هراس بین اخبار و بیانیه ها و اعلامیه ها می گذره. انگار فقط ماییم که با هر سخنرانی دوباره و دوباره تهدید به مرگ می شیم .

انگار همه نشستند مارو تماشا می کنند.

 

+ نوشته شده در شنبه سی ام خرداد 1388ساعت 2:4 بعد از ظهر
توسط سوماپا موضوع: مال خودم|