تبليغاتX
میرحسین موسوی
سو ما پا

توده ای که همه جا همراهیت می کند.

میان صحبتت می پرد تا اسم همه از یادت برود. راه رفتنت را اهسته می کند که خودت را بکشی میان پیاده راه ها و از گوشه ها ارام ارام ارام بگذری. زبانت را سنگین می کند تا قید حرف زدن را بزنی و اینهمه برای گفتن چند جمله کوتاه به لکنت نیفتی نیفتی.از یادت ببرد به حرفهای کسی گوش میدادی.وسط خنده ات بپرد. خسته ات کند تا بنشینی کنار .

احساس میکنم قوزی شده ام .

توده ای از تصورات  که هیچ کجا رها نمی کندم.ساکت و بی صدا میان زندگیم جا خشک کرده . مثلا کاری به کار هم نداریم. مثلا من هستم . او نیست...

+ نوشته شده در یکشنبه دهم خرداد 1388ساعت 0:45 قبل از ظهر
توسط سوماپا موضوع: مال خودم|